تبليغاتX
قدر خودتان و زمان را بدانید

من به آدرس قبلیم یعنی http://262mph.persianblog.ir  برگشتم .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/08/08ساعت 12:24 بعد از ظهر  توسط hosseini 
سلام بر دوستان عزیزم. با تاسف من تا آخر شهریور نخواهم بود . به دو علت :۱- چند روز پیش سفری داشتم که نا تمام ماند و برای اتمام آن باید دوباره برگردم ( سفر به بیرجند و نقاط دیدنی و عجیب آن و روستاهای جالب آن و عکاسی از آن مکانها و کویر ( که البته نیمه شعبان را در کویر گذراندم که جای همه شما خیلی خالی بود )که البته چون دعوت شده ام زمان آن خیلی به دست من نیست ۲- بخاطر ارائه پروژه عکاسیم خیلی گرفتارم.      تا بعد
+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/06/11ساعت 7:40 بعد از ظهر  توسط hosseini  | 

حتما تا بحال لفظ  " باج سبیل " را زیاد شنیده اید. حالا بد نیست ریشه تاریخی این مثل را بدانید

 

                                                 باج سبیل

 

هر گاه با زور و قلدری از کسی پول و جنس بگیرند در اصطلاح عمومی آن را به باج سبیل تعبیر می کنند و می گویند : فلانی باج سبیل گرفت . اما ریشه تاریخی آن از این قرار است که :

انسانهای اولیه و غارنشین با ریش تراشی آشنایی نداشتند و مردان و زنان با انبوه ریش و گیس می زیستند. در کاوشهای اخیر ابزاری شبیه به تیغ سلمانی به دست آمده که باستان شناسان قدمت آن را به چهارهزار سال قبل تشخیص داده اند . ظاهرا مردمان آن دوره ریش و موهای خود را با همین تیغهای ساده و ابتدایی کوتاه و مرتب می کرده اند نه آنکه از ته بتراشند. مادی ها و پارسی ها در حجاری های باستانی با ریش و موی بلند تصویر شده اند و اتفاقا همین ریش و موی بلند باعث زحمت و دردسر آنان می شد چه یونانی ها که ریش خود را می تراشیدند در جنگهای تن به تن ریش بلند سربازان ایرانی را به دست می گرفتند و با ضربات خنجر آنها را از پای در می آوردند. در عهد اشکانیان سواران و جنگجویان پارت موی بلند و ریش انبوه داشتند ولی قیافه پرهیبت بخصوص فریادهای هول انگیز آنان به هنگام جنگ در سپاه دشمن چنان رعب و وحشتی ایجاد می کرد که جرات نمی کردند به جنگجویان ایرانی نزدیک شوند و احیانا ریش آنان را به دست گیرند .

خلاصه در آن روزگاران ریش و سبیل برای مردان و گیسوان بلند برای زنان ایرانی تا آن اندازه مایه زیبایی و مباهات بود که چون می خواستند گناهکاری را شدیدا مجازات کنند اگر مرد بود ریشش را می تراشیدند و اگر زن بود گیسویش را می بریدند. ریش تراشیدن و گیسو بریدن در ایران باستان بزرگترین ننگ شناخته می شد و محکومی که چنین مجازاتی در مورد او اعمال می شد تا زمانی که ریش با گیسویش بلند شود از شدت خجلت و شرمساری جرات نمی کرد سرش را بلند کند اما ریش در عهد ساسانیان به قدر سبیل اعتبار و رونق نداشت . ایرانیان در این عصر سبیلهای بلند داشتند و بعضا ریش را به کلی می تراشیدند . در صدر و بعد از اسلام سیبل از رونق افتاد و ریشهای بلند و انبوه اعتبار یافت . عصر مغول و تیمور مجددا ریش بی اعتبار شد و سبیل چنگیزی رونق یافت . اما دوره مغولی دوامی پیدا نکرد و بار دیگر ریش بلند و انبوه مورد توجه واقع شد به وبژه در عصر صفویه بیش از حد و اندازه خریدار پیدا کرد . شاه عباس پادشاه مقتدر صفوی با گذاشتن ریش مخالف بود وی دستور داد همه مردان ریشهای بلند خود را از ته بتراشند حتی روحانیون از این دستور معاف نبودند . اما گذاشتن سبیل آزاد بود و خود شاه عباس نیز در تصویرهایش با سبیل بلند و افراشته ای دیده می شود . سپاهیان و سواران کهنسال دوران صفویه فقط دو سبیل بزرگ و چخماقی داشتند و مرتبا آن را نمو و جلا می دادند و تا بنا گوش می رساندند تا مانند قلابی در آنجا بند می شد. شاه عباس سبیل را آرایش صورت می شمرد و برحسب بلندی و کوتاهی آن بیشتر و کمتر حقوق می پرداخت. حکام ولایات و فرماندهان نظامی نیز ناگزیر از تبعیت بودند و به دارندگان سبیل شاه عباسی و افراشته ای که مورد توجه شخص اول مملکت بودند به فراخور کیفیت و تناسب سبیل حقوق و مزایای بیشتر می دادند. این نوع اضافه حقوق و مزایا که صرفا بخاطر سبیل پرداخت می شد در عرف اصطلاح عامه به باج سبیل تعبیر گردید زیرا سبیل دارها تنها به میزان و مبلغی که از شاه یا حکام و فرماندهان وقت بر طبق حکم و فرمان اخذ می کردند قانع نبودند و غالبا از کدخدایان و روستاییان و طبقات ضعیف پول و جنس و اسب و آذوقه به عنوان باج سبیل می ستاندند و این امر موجب گردید که بعدها از معانی مجازی و مفاهیم استعاری بقاج سبیل در مورد اخاذی و رشوه و ارتشاء استفاده و تمثیل شده است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/25ساعت 9:45 بعد از ظهر  توسط hosseini  | 
                                                                

                         ابرکد برا ( اجّی مجّی لا ترجّی )

 

اجّی مجّی لا ترجّی ، ترکیب این حروف در تمام قرون وسطی مورد استفاده بود . طلسم ابرکد برا به شکل مثلث نوشته می شد و برای رفع بیماری و دفع تب بوده است :

ABRACADABRA

ABRACADABR

ABRACADAB

ABRACADA

ABRACAD

ABRACA

ABRAC

ABRA

ABR

AB

A

این کلمات از عبارت عبری abreg ad Habra می آید به معنی : صاعقه ات را تا زمان مرگ بفرست . در زبان عبری این ترکیب از 9 حرف تشکیل شده است . محل قرار گیری الف در ضلع چپ مثلث و 9 بار تکرار آن قدرتی جادویی به آن می بخشد . محل قرار گرفتن حروف در مثلث واژگون به ترتیبی است که طلسم نیرویی را که از بالا به پایین جهت گرفته غصب می کند. بنابراین می باید از سه بعد شکل آن را در نظر گرفت ، در واقع این طلسم به شکل قیفی است که حروف جادویی در آن بطور اریب از بالا به پایین فرو می افتند و خطوط نیرومندی از یک گردباد قوی را شکل می دهند . نکبت با نیروهای کریهی که یک روز برای همیشه از جهان ناپدید می شوند در گودالی فرو می روند که از درون آن هیچ چیز نمی تواند صعود کند. ترکیب حروف ابرکدبرا در این حالت به رفع تمام دل نگرانی هایی که از یک نظر قربانی ، طلسم یا " ستاره پنج پر " توقع می شود لبیک می گوید. تمام ترکیب های ممکن این حروف که abracadabra تنها یک نمونه از آن است ، بر نماد گرایی بسیار قدیمی مبتنی است . آیا با این طلسم به یکی از نامهای میترا ، خدای خورشید ، ایثارگر و نجات بخش ، نزدیک نمی شویم ؟

این ترکیب نیز همچون تعویذ و طلسم و " ستاره پنج پر " می خواهد به انسان امنیت خاطر بدهد و در واقع انسان را با قوانین رازآمیزی هماهنگ و مطابق سازد که جهان تحت فرمان آنها است و در ارتباط با قدرت متعالی است .

 

                                      ((  اردک ))

در سراسر خاور دور اردک نماد وصلت و نیکبختی است . نماد زناشویی که گاهی به آن مفهوم قدرت حیاتی نیز افزوده می شود . علت این امر آن است که اردک نر و ماده همیشه با هم شنا می کنند . این نماد اغلب در شمایل نگاری به کار می رود و در نقاشی های مردمی دیده می شود و به منظور نشان دادن امیدها و آرزوها است . افسانه های گوناگونی بر معنی این نماد تکیه می کنند . تصویر یک جفت اردک معمولا در حجله گاههای عروسی خودنمایی می کند . برای سرخ پوستان جلگه های آمریکا ، اردک نشانه راهنمایی اغفال ناشدنی و مصون از خطاست . او همتنقدر در آب راحت است که در آسمان . در واقع استفاده از پر اردک در بعضی از تشریفات آیینی از همین نماد باوری آمده است . در متون اساطیری و حماسی ایرلندی هرگز اسمی از اردک نیامده است . اردک با قو مخلوط شده و تنها تفاوت آنها در اندازه و رنگ است . پیدا کردن نمادگرایی خاصی برای اردک در میان سلتی ها دشوار است مع هذا روی اشیای سلتی تصویر اردک دیده می شود .در مورد تصاویر اردک در جهان سلتی معمولا این گرایش وجود دارد که تفسیری مشابه با تفسیر قو داده شود .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/07ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط hosseini  |